فرگرد گردشگری
شوکِ ناگهانی بر پیکرهی امنیت ، صنعت گردشگری را بیش از هر فعالیت اقتصادی دیگری فلج کرده است . صنعتی که این روز ها به یک تصویر ذهنی وابسته شده است . در اسفندماه ۱۴۰۴، زمانی که غرش جنگ جایگزین صدای آرامش شد، اولین چیزی که در ایران فرو ریخت، تصویر مقدس «مقصد امن» بود. گردشگری که با خوندل فعالان این حوزه در حال بازیابی پس از بحرانهای پیاپی بود، بار دیگر به کما رفت. اما پرسش اصلی این است: این کما چقدر طول میکشد و در نقشهی بازسازی ایران، گردشگر کجای جدول ایستاده است؟ تقویمِ احیای این صنعت فریاد می زند کِی به جاده برمیگردیم؟
تجربهی بحرانهای جهانی نشان میدهد که بازگشت گردشگر به مناطق جنگزده، تابعی از «زمانِ فراموشیِ ترس» است. اگرچه دولت با خوشبینی از یک افق ۶ ماهه برای بازیابی ۵۰ درصدی سخن میگوید، اما واقعیتهای میدانی و تحلیلگران مستقل، بازهی۱۸ تا ۲۴ ماهه را برای بازگشت به نقطه صفرِ پیش از جنگ پیشبینی میکنند.
با توجه به تحلیل وضعیت موجود و با توجه به الویت نبودن گردشگری این بازسازیِ زمانی در سه مرحله رخ خواهد داد: موج اول (۴ تا ۶ ماه): بازگشت گردشگری داخلی و سفرهای ضروری. موج دوم (۶ تا ۱۲ ماه): احیای گردشگری مذهبی و سلامت از کشورهای همسایه (که تابآوری بیشتری به شرایط منطقه دارند). و موج سوم (۱۸ ماه به بعد): بازگشت تورهای فرهنگی اروپایی و شرق دور، که منوط به ثبات کامل سیاسی و حذف هشدارهای قرمز مسافرتی است.
اما باید پرسید که آیا پارادوکس بازسازی زمان پیش بینی شده را تغیییر خواهد داد ؟ اولویت اول یا آخرین قطعه پازل؟ در پاسخ به این سوال که آیا گردشگری آخرین بخش در دست ترمیم است یا اولین، باید میان «سختافزار» و «نرمافزار» تفاوت قائل شد . در ساحتِ بودجه بندی قطعا آخرین اولویت است . بدیهی است که در نگاهِ اول، بودجههای کلانِ بازسازی به سمت شریانهای حیاتی مثل نیروگاهها، بیمارستانها و جادههای ترانزیتی گسیل میشود. هتلهای آسیبدیده یا بناهای تاریخی فروریخته در اولویت دوم تخصیصِ منابعِ فیزیکی قرار میگیرند. اما در ساحتِ دیپلماسی باید در اولین اولویت باشد . از منظر سیاسی، گردشگری اولین سنگر برای اعلام پیروزی بر بحران است. دولتها برای اثبات اینکه «اوضاع عادی است»، از گردشگری به عنوان ابزاری تبلیغاتی استفاده میکنند. بازگشایی سریع موزهها، برگزاری جشنوارههای ملی و تسهیل ویزا، اولین اقداماتی هستند که انجام میشوند تا به جهان پیام مخابره کنند: (حیات در رگهای شهر جاری است )
با تمام این اوصاف که گردشگری ( اولین قربانی جنگ و آخرین برنده صلح) است. با این حال، استراتژی فعلی بر «تحریک گردشگری داخلی» برای بازگرداندن نشاط اجتماعی باید متمرکز شود . یعنی دولت بخواهد با راه انداختن تورهای ارزان داخلی، ابتدا چرخ اقتصاد محلی را بچرخاند تا بعداً شرایط برای ورود خارجیها مهیا شود. و با توجه به سایهی سنگین بازسازیِ زیرساختهای دفاعی و معیشتی که در کشور افتاده است ، اما نباید فراموش کرد که این صنعت، سریعترین راه برای ورود ارز و ایجاد اشتغالِ خرد در مناطق آسیبدیده است. گردشگری شاید آخرین بخشی باشد که «کامل» ترمیم میشود، اما قطعاً باید جزو اولین بخشهایی باشد که نبضِ آن دوباره به کار میافتد؛ چرا که حضور یک گردشگر در خیابان، بیش از صدها بیانیه رسمی، نشاندهنده استقرار صلح و ثبات است. به قولی باید فریاد زد گردشگری، ضامنِ صلح پایدار است .
انتهای پیام/

