فرگردگردشگری | یادداشت سردبیر
آیینهای کهن، صرفاً روایتهایی از گذشته نیستند؛ آنها ستونهای هویت یک جامعهاند. تندرستون در کرمان، نمونهای از همین میراث زنده است که امروز بیش از هر زمان، میان اشتیاق مردمی و سکوت مدیریتی معلق مانده است.
بنابر گزارش خبرنگار فرگردگردشگری در روز هشتم اردیبهشتماه، اتاق بازرگانی کرمان میزبان جمعی از ادیبان، پژوهشگران و دغدغهمندان فرهنگ و هویت این دیار بود؛ نشستی که هدف آن نه صرفاً بازگویی یک آیین، بلکه بازخوانی و بازتعریف یکی از کهنترین سنتهای مردمی کرمان، یعنی «تندرستون» بود. تلاشی برای زدودن غبار خرافه از چهره یک میراث اصیل و بازگرداندن آن به جایگاه واقعیاش در سپهر فرهنگی جامعه.
این گردهمایی به همت یکی از کنشگران فرهنگی استان، خانم لیلا افشار، برگزار شد؛ تلاشی که نشان میدهد هنوز سرمایههای اجتماعی دغدغهمند، پیش از ساختارهای رسمی، بار صیانت از فرهنگ را بر دوش میکشند.
آنچه در این میان محل تأمل است، فاصله میان ارادههای مردمی و تصمیمگیریهای مدیریتی است. در حالی که برنامهریزی شده بود این آیین با رویکردی علمی و در قالب بازآفرینیهای نمایشی—از جمله اجرای نمادهایی چون آیینهای بختگشایی، نیایش برای تندرستی و سایر جلوههای آیینی—به صورت تئاتر خیابانی به نمایش درآید، اما این رویداد با عدم صدور مجوز از سوی مدیران شهری متوقف شد. این پرسش همچنان پابرجاست: چرا بازآفرینی یک میراث فرهنگی، آن هم در چارچوبی علمی و هویتی، باید با موانع اداری مواجه شود؟
فرگردگردشگری به عنوان رسانهای مستقل، پیگیری این موضوع را وظیفه خود دانسته و در زمان مناسب، ابعاد آن را با افکار عمومی در میان خواهد گذاشت.
اما «تندرستون» چیست و چرا اهمیت دارد؟
در این نشست، محمدعلی گلابزاده، مورخ و کرمانشناس، به تشریح ریشههای تاریخی این آیین پرداخت؛ آیینی که نه تنها یک مراسم نمادین، بلکه بخشی از نظام معنایی و اجتماعی مردم کرمان در طول تاریخ بوده است. تندرستون را باید تجلی پیوند انسان با امید، سلامت، دعا و زیست جمعی دانست؛ آیینی که در بستر زمان، کارکردهایی فراتر از یک جشن یافته و به عاملی برای تقویت همبستگی اجتماعی و هویت فرهنگی بدل شده است.
از منظر مطالعات فرهنگی، آیینهایی از این دست، حامل مفاهیمی عمیق همچون «مکان مقدس» هستند. محل برگزاری تندرستون، صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی مردم است؛ فضایی که نسلها در آن گرد هم آمدهاند، دعا کردهاند، نذر دادهاند و آرزوهای خود را به اشتراک گذاشتهاند. این تداوم، به آن معنا و ارزشی فراتر از کالبد فیزیکی بخشیده است.
با این حال، واقعیت این است که در سالهای اخیر، خلأ سیاستگذاری مؤثر در حوزه حکمرانی فرهنگی، موجب بروز انحرافاتی در شیوه برگزاری این آیین شده است. اما آنچه امیدبخش است، تداوم اقبال مردمی به این سنت است؛ نشانهای روشن از اینکه ریشههای فرهنگی، حتی در غیاب حمایتهای رسمی، همچنان زندهاند و ظرفیت احیای اصیل خود را حفظ کردهاند.

در پایان این نشست، با رونمایی از کتاب «راز تندرستون»، از نهادهای مسئول—از جمله شهرداری کرمان و ادارهکل میراث فرهنگی—درخواست شد تا با رویکردی علمی و مسئولانه، نسبت به حفاظت، مستندسازی و ساماندهی این میراث اقدام کنند. همچنین از جامعه علمی کشور دعوت شد تا با تولید پژوهشهای تخصصی، به غنای ادبیات دانشی پیرامون این آیین کمک کنند.
جشن تندرستون، آیینی است که قرنها در حافظه جمعی مردم کرمان زیسته و امروز نیز بخشی جداییناپذیر از هویت اجتماعی این شهر به شمار میرود. بر اساس دادههای کرمانشناسی، پیشینه این آیین به هزاران سال پیش بازمیگردد و در دامنههای شیوشگان، در مجاورت قلعههای کهن گواشیر و قلعه دختر، برگزار میشده است؛ مکانی که در باور مردمان گذشته، جایگاهی مقدس برای طلب روزی، سلامت و آرامش بوده است.
امروز، پرسش اصلی این نیست که «تندرستون چیست»، بلکه این است که ما با چنین میراثی چه میکنیم؟ آیا آن را به رسمیت میشناسیم، بازآفرینی میکنیم و به نسلهای آینده میسپاریم، یا در پیچوخم بیتوجهی و موانع اداری، آن را به فراموشی میسپاریم؟
انتهای پیام/

