فرگرد گردشگری | گفتوگوی اختصاصی
روایت «تور هتل احساسات»؛ تجربهای تازه در پیوند روانشناسی کودک، بازیدرمانی و گردشگری تجربهمحور
گردشگری کودک در ایران هنوز فاصله زیادی با تبدیلشدن به یک بازار تخصصی و حرفهای دارد. در بسیاری از برنامههای گردشگری، کودک همچنان «همراه خانواده» تلقی میشود؛ نه یک گردشگر با نیازها، علایق، ویژگیهای شناختی و دنیای احساسی متفاوت. اما در هفته گردشگری امسال، در کرمان تجربهای شکل گرفت که تلاش میکند این نگاه را تغییر دهد؛ تجربهای با عنوان «تور هتل احساسات» که در آن، مفاهیم روانشناسی کودک و بازیدرمانی، به زبان گردشگری و تجربه سفر ترجمه شد.
ایده این طرح از سوی فاطمه علیاسماعیلی، روانشناس و بازیدرمانگر کودک مطرح شد و طراحی و اجرای آن توسط آژانس خدمات مسافرتی پارس شهراد انجام گرفت. این برنامه در هتل لوکس و چهار ستاره هیوا برگزار شد؛ هتلی که همزمان در مسیر شکلدهی به مفهوم هتل دوستدار کودک و خانواده قرار گرفته است.
فرگرد برای بررسی این تجربه، با فاطمه علیاسماعیلی، ایدهپرداز طرح و ستایش ایرانمنش، مجری تور گفتوگو کرده است.
بخش نخست | فاطمه علیاسماعیلی، ایدهپرداز «تورهتل احساسات»
خانم علیاسماعیلی، اجازه بدهید از نقطه شروع ایده آغاز کنیم. «تور هتل احساسات» از کجا شکل گرفت؟
ایده از یک دغدغه ساده شروع شد؛ اینکه آیا میتوانیم مفاهیمی را که در روانشناسی و بازیدرمانی با کودکان درباره آنها کار میکنیم، وارد یک فضای متفاوت کنیم؟
گردشگری برای کودک فقط جابهجایی از یک مکان به مکان دیگر نیست. کودک در سفر با محیط جدید، آدمهای جدید، تجربههای تازه و احساسات متفاوت روبهرو میشود. بنابراین به نظرم سفر میتواند یک بستر بسیار مناسب برای شناخت، تجربه و یادگیری کودک باشد. از همین نقطه، ایده «تور هتل احساسات» شکل گرفت؛ اینکه کودک در یک برنامه گردشگری، علاوه بر دیدن و بازیکردن، با احساسات خودش هم مواجه شود و آنها را بهتر بشناسد.
چرا «احساسات» را به عنوان محور این تجربه انتخاب کردید؟
کودکان بسیاری از احساسات خود را تجربه میکنند، اما همیشه نمیتوانند آنها را شناسایی یا بیان کنند.ما میخواستیم به جای اینکه درباره احساسات صرفاً به کودک آموزش بدهیم، شرایطی ایجاد کنیم که کودک احساس را تجربه کند، آن را بشناسد و دربارهاش صحبت کند.در واقع بازی و تجربه، زبان طبیعی کودک است. بنابراین تلاش کردیم آموزش را از حالت مستقیم و کلاسیک خارج کنیم و آن را در قالب تجربه و بازی قرار دهیم.
آیا یک تجربه گردشگری می تواند فراتر از سرگرمی باشد و به فرصتی برای رشد روان شناختی کودک تبدیل شود؟
بله اگر تجربه گردشگری متناسب با ویژگی های روان شناختی کودک طراحی شود،می تواند فرصتی برای شناخت احساسات، تجربه کردن، بازی و یادگیری مهارت جدید باشد.
نقش روان شناس کودک در طراحی یک تجربه گردشگری برای کودکان چیست؟
روان شناس کمک میکند نیازها، ویژگی های رشدی و دنیای هیجانی کودک در طراحی برنامه دیده شود،یعنی کودک فقط سرگرم نشود، بلکه تجربه ای مناسب با دنیای خودش داشته باشد.
بخش دوم | ستایش ایرانمنش، مجری «تور هتل احساسات»
خانم ایرانمنش، وقتی ایده از حوزه روانشناسی به آژانس خدمات مسافرتی پارس شهراد شهراد رسید، چگونه به یک برنامه گردشگری تبدیل شد؟
برای ما جذابیت ایده دقیقاً در همین نقطه بود.آژانس خدمات مسافرتی پارس شهراد شهراد تلاش میکند از مدل سنتی فروش تور فاصله بگیرد و به سمت طراحی تجربه گردشگری حرکت کند.وقتی ایده «تور هتل احساسات» مطرح شد، دیدیم میتوان آن را از یک ایده تخصصی به یک محصول گردشگری تبدیل کرد؛ محصولی که کودک در آن نقش اصلی دارد.کار ما این بود که ساختار اجرایی، زمانبندی، فضای برنامه و عناصر گردشگری را در کنار محتوای تخصصی طراحی کنیم.
اجرای یک تور برای کودک چه تفاوتی با اجرای تور برای بزرگسال دارد؟
تفاوت بسیار زیادی دارد.کودک را نمیتوان با همان منطق بزرگسال به یک تور برد.ریتم برنامه، مدت فعالیت، نوع بازی، میزان تحرک، نحوه ارتباط، حتی نحوه معرفی یک مفهوم باید متناسب با کودک باشد.برای همین، طراحی تور کودک نیازمند همکاری چند تخصص است؛ روانشناس، مربی، طراح تجربه و مجری گردشگری باید کنار هم قرار بگیرند.
چرا هتل هیوا برای اجرای این برنامه انتخاب شد؟
انتخاب هیوا فقط به دلیل فضای اقامتی آن نبود هرچند جز بهترین هتل های کرمان و ایران است .این برنامه قرار است بخشی از یک مسیر بزرگتر باشد؛ مسیری که به هتل دوستدار کودک و خانواده منتهی میشود. ما معتقدیم هتل نباید فقط محل خوابیدن گردشگر باشد. میتواند بخشی از تجربه سفر باشد.وقتی کودک وارد هتل میشود، میتوان برای او برنامه، مأموریت، بازی، آموزش و تجربه طراحی کرد.«تورهتل احساسات» یکی از تجربههایی است که میتواند در این مسیر قرار بگیرد.
آیا هتل دوستدار کودک فقط به معنای داشتن اتاق بازی است؟
ستایش ایرانمنش:
به نظر من نه.اگر یک هتل فقط یک اتاق بازی داشته باشد، الزاماً هتل دوستدار کودک نیست.هتل دوستدار کودک باید از لحظه ورود کودک، او را ببیند.از نحوه برخورد پذیرش گرفته تا غذا، ایمنی، فضای اقامت، برنامههای تفریحی و حتی ارتباط کارکنان با کودک.ما در آژانس خدمات مسافرتی پارس شهراد شهراد بیشتر به دنبال این هستیم که تجربه کودک در هتل را طراحی کنیم.
آیا قرار است این تجربه ادامه پیدا کند؟
ستایش ایرانمنش:
قطعاً هدف ما یک رویداد یکروزه نیست.این برنامه را میتوان نقطه شروع یک مسیر دانست.آژانس خدمات مسافرتی پارس شهراد شهراد در کنار هتل هیوا به دنبال طراحی مجموعهای از محصولات گردشگری کودک است؛ از پاسپورت تجربه کودک گرفته تا تورهای اختصاصی، رویدادهای تجربهمحور و برنامههایی که کودک را با فرهنگ، تاریخ، طبیعت و جاذبههای مقصد آشنا کند.
و اینجا یک سؤال مهم مطرح میشود؛ کودک در گردشگری ایران واقعاً چقدر جدی گرفته شده است؟
فاطمه علیاسماعیلی:
فکر میکنم هنوز جای کار بسیار زیادی وجود دارد. ما باید کودک را به عنوان یک انسان دارای نیازهای واقعی ببینیم، نه فقط کسی که همراه پدر و مادر سفر میکند. کودک تجربه خودش را از سفر دارد و اگر این تجربه را درست طراحی کنیم، میتوانیم هم به رشد او کمک کنیم و هم تجربه خانواده را بهتر کنیم.
ستایش ایرانمنش:
از نگاه گردشگری هم این یک بازار مهم است. خانواده زمانی که سفر میکند، رضایت کودک بخش مهمی از رضایت کل خانواده است. اگر کودک تجربه خوبی داشته باشد، احتمال اینکه خانواده دوباره آن مقصد، هتل یا محصول گردشگری را انتخاب کند بیشتر میشود. بنابراین گردشگری کودک فقط یک موضوع فرهنگی نیست؛ یک بازار تخصصی گردشگری هم هست.
آیا میتوان از «تورهتل احساسات» به عنوان یک مدل جدید گردشگری کودک یاد کرد؟
فاطمه علیاسماعیلی:
اگر قرار باشد چنین اتفاقی بیفتد، باید این تجربهها ادامه پیدا کنند و مورد ارزیابی قرار بگیرند.ما نمیخواهیم فقط بگوییم یک برنامه اجرا شد. مهم این است که ببینیم چه چیزی جواب داده، کودک چه واکنشی داشته و چه چیزهایی باید اصلاح شود.
ستایش ایرانمنش:
دقیقاً. برای ما این برنامه یک پایلوت است. اگر بتوانیم تجربه را مستند کنیم، نقاط قوت و ضعف را شناسایی کنیم و آن را توسعه دهیم، میتوانیم به یک مدل قابل تکرار برسیم. مدلی که حتی بتواند در هتلهای دیگر هم اجرا شود.
سؤال پایانی فرگرد
اگر بخواهیم گردشگری کودک را در ایران جدی بگیریم، از کجا باید شروع کنیم؟
فاطمه علیاسماعیلی:
از شناخت کودک. قبل از اینکه برای کودک برنامه طراحی کنیم، باید بدانیم کودک چه نیازهایی دارد، چگونه ارتباط برقرار میکند و چگونه یاد میگیرد.
ستایش ایرانمنش:
و از این باور که کودک خودش یک گردشگر است. اگر این نگاه تغییر کند، خیلی چیزهای دیگر هم تغییر خواهد کرد؛ از طراحی تور و هتل گرفته تا رویدادها و حتی نحوه معرفی مقصد. ما میتوانیم گردشگری را طوری طراحی کنیم که کودک فقط تماشاگر سفر نباشد؛ خودش تجربهکننده و کاشف سفر باشد.
یک تجربه کوچک؛ یک سؤال بزرگ
«تور هتل احساسات» شاید در ظاهر تنها یک برنامه گردشگری کودک باشد، اما آنچه در پس این تجربه قرار دارد، پرسشی بزرگتر برای صنعت گردشگری ایران ایجاد میکند:
اگر کودک را یک گردشگر بدانیم، آیا صنعت گردشگری ایران برای او محصول مناسبی دارد؟
تجربه «تور هتل احساسات» با ایده فاطمه علیاسماعیلی، روانشناس و بازیدرمانگر کودک و با طراحی و اجرای آژانس خدمات مسافرتی پارس شهراد در هفته گردشگری و در هتل چهار ستاره و لوکس هیوا، تلاشی برای پاسخ دادن به همین پرسش است. تجربهای که شاید نقطه آغاز مسیری باشد که در آن، روانشناسی کودک، طراحی تجربه، گردشگری و هتلداری در کنار یکدیگر قرار میگیرند. و شاید مهمترین جملهای که از این تجربه میتوان با خود به آینده برد، همین باشد:
«کودک، فقط همراه سفر نیست؛ خودش یک گردشگر است» .
به زودی مصاحبه تخصصی هم با جناب هدایتی مالک و مدیر هتل هیوا در مورد گردشگری کودک و نقش هتل ها در گردشگری خواهیم داشت.
فرگرد گردشگری
روایتگر تجربههای تازه در گردشگری ایران
انتهای پیام/
آخرین اخبار گردشگری را در تخصصی ترین شبکه خبری این حوزه بخوانید

