درست ۲۵ سال پیش در چنین روزهایی در مارس ۲۰۰۱ به فتوای ملا عمر نیروهای طالبان در افغانستان طی چند روز در ولایت بامیان، بتهای صلصال(۵۳ متر) و شهمامه(۳۵ متر) که به مجسمههای بودا معروف هستند و در ادبیات فارسی با منظومهی”سرخ بُت و خنگ بُت عنصری” جاودانه شدهاند را منفجر کردند و پس از اعتراض جامعه جهانی، ملا عمر گفت در تعجبم که مجسمه ها برایشان از کشته شدن انسانها مهمتر است و به آن واکنشی نشان نمیدهند. چند سال بعد نیروهای داعش پا را فراتر نهادند و به اعدام باستان شناسان و فعالان فرهنگی در محوطههای تاریخی و تخریب گستردهی آثار باستانی سوریه به ویژه معبد پالمیرا(تدمیر) دست زدند و موزهها را غارت کردند، غارت موزه بغداد در زمان سقوط رژیم صدام و تخریب و تهدید بسیاری از آثار تاریخی در یکی از کهنترین خاستگاههای تمدنی جهان یعنی میانرودان(بینالنهرين) از خاطرات تلخ دلسوزان میراث فرهنگی هستند، این حوادث ناگوار و تاثیر جبران ناشدنی آن بر حافظه تاریخی ملتها، باعث نگرانی فعالان و دغدغهمندان میراث فرهنگی در جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران به عنوان یکی از قدیمیترین کشورهای جهان با تمدنی چند هزار ساله شده است که ممکن است منجر به تعرض و تخریب آثار تاریخی و میراث جهانی آن شود، چنانکه میدانیم صهیونیستها حرمتی برای هیچ فرهنگ و تمدنی قائل نیستند و در سالیان اخیر هم کشورهایی با پیشینهی تاریخی مورد تجاوز بیگانگان یا شبهنظاميان قرار گرفته و قربانی قومیت گرایی، تعصب و جنگطلبی دیگران شده و تخریب عمدی فرهنگ و تمدن آنها را در پی داشته است، ایران هم از این دایره بیرون نیست.
– [ ] حافظه تاریخی ایران پُر است از تجاوزهای کوچک و بزرگی که به نابودی شهرها، بناها، کتابخانهها ومراکز مذهبی و علمی منجر شده است، از حمله اسکندر به منظور رواج هلنیسم، حمله اعراب و تخریب گسترده به ویژه مراکز مذهبی و سوزاندن کتابهای دینی، حمله مغولان و نشان کردن ریشه تمدن و فرهنگ دیرینِ ایرانی، چنانکه در غارتِ فرهنگ شهرهایی چون نیشابور و بخارا سنگ تمام گذاشتند و به گفته عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا_به نقل از بازماندهای از اهالی بخارا_ “آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند” تا روزگار هم عصرِ ما، تیراندازی سربازان انگلیسی به کتیبههای چند هزار ساله، درگیری طرفین جنگ جهانی اول در ایوان مدائن در تیسفون پایتخت ساسانیان، جنگ تحمیلی هشت ساله در خاستگاه و مراکز تمدنهای دیرین عیلام، هخامنشیان و غیره، همه دلِ هر ایرانی را به درد میآورد.
وزارت میراث فرهنگی از آسیب دیدنِ بیش از صد اثر تاریخی از جمله کاخ گلستان، بازار بزرگ تهران، بناهای تاریخی اصفهان و محوطههای تاریخی لرستان و کردستان، طی روزهای اخیر در حملههای مکرر نیروهای متجاوز به خاک ایران خبر داده و خواستار جلوگیری جامعه جهانی از تخریب بیشتر شده است.
هر چند تجدید آثار تاریخی محال است اما آیا ما میتوانیم پس از جنگ برای این تخریبها طرح دعوی حقوقی کنیم؟
پس از جنگهای جهانی اول و دوم و تخریب گستردهی شهرهای اروپایی و به تبعِ آن بناهای تاریخی و مراکز علمی و فرهنگی و غارت و انتقال اموال فرهنگی، مجامع بینالمللی و دلسوزان میراث فرهنگی را بر آن داشت تمهیدی بیندیشند که از تکرار چنین فجایعی جلوگیری شود، پیش از آن هم نشستهایی از جمله توسط مؤسسه حقوق بینالملل در سال ۱۸۸۰ برگزار شد و حفظ میراث فرهنگی و در بندهایی حفظِ آن در زمان جنگ مدنظر قرار گرفت، کنوانسیونهای صلح لاهه در ساهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ تصویب شد و مسایل کلی حقوقی بینالمللی جنگ، مورد بررسی قرار گرفت و در بندهایی به حفاظت از یادمان یا اموال فرهنگی و تاریخی در زمان تخاصم پرداخته شد.
اما نخستين حرکت بینالمللی قراردادی بود که در سال ۱۹۳۵ میلادی در واشنگتن بسته شد و در آن حفاظت از بناهای تاریخی و مراکز علمی و فرهنگی مورد تأکید قرار گرفت.
پس از آن کنوانسیون ژنو در سال ۱۹۴۹ “اعمال هرگونه اقدام خصمانه عليه آثار تاریخی، هنری و مذهبی، استفاده نظامی از اماکن فرهنگی و تاریخی و انجام اقدامات تلافیجویانه و تخریبی نسبت به این مراکز را ممنوع کرد.” و پروتکل الحاقی آن در سال ۱۹۷۷ حفاظت از غیرنظامیان و اموال آنها در جنگ، مدنظر قرار گرفت.
در سال ۱۹۷۰ یونسکو ممنوعیت واردات، صادرات و انتقال غیرقانونی مالکیت اموال فرهنگی را به طور کلی اعلام کرد و در ماده ۱۱ به صراحت عنوان کرد “صدور، انتقال جبری مالکیت اموال فرهنگی به طور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از اشغال یک کشور توسط نیروهای خارجی، غیر قانونی تلقی میشود.”
اما مهمترین و جامعترین سند حقوقی برای حفاظت از اموال فرهنگی در جنگ، در سال ۱۹۵۴ در لاهه توسط یونسکو (سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل) پس از جنگ جهانی دوم و تخریب گستردهی میراث فرهنگی تصویب شد که به طور اختصاصی به حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ و جلوگیری از انتقال آن از مناطق تحت اشغال پرداخت و بر اعلام صریح وضعیت صلحآمیز بنا از سوی کشورها در زمان جنگ تاکید شد و منعقد گردید که هرگونه تعرض و تهدید اموال فرهنگی در دادگاههای بینالمللی پیگرد قانونی دارد و جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت محسوب میشود، طبق آن وظیفه تشخیص، حمایت، حفاظت و شناساندن میراث فرهنگی در حیطه وظایف دولتهای عضو کنوانسیون قرار گرفت که موظف هستند با تمام توان و امکانات به این امر اهتمام ورزند و مقرر شد کمیته میراث جهانی در یونسکو تأسيس گردد که مرکب از ۱۵ دولت عضو این کنوانسیون میباشد. اموال فرهنگی باید در هر دو نوع جنگ داخلی و تهاجم خارجی حفظ شوند، دولتها نباید از میراث فرهنگی برای مقاصد نظامی استفاده کنند و یا در نزدیکی آنها اماکن نظامی برپا کنند.
در این کنوانسیون طرفهای متعاهد پذیرفتند:
“با علم به اینکه تمامی اموال فرهنگی جهان ریشه در فرهنگ دیرین جهانی دارند و به نوعی به هم وابستهاند و مبیّنِ مسیر حرکت انسان در عرصه تاریخ هستند و چون لطمه دیدن اموال فرهنگی هر کشور به مثابه ورود لطمه بر تمامیت فرهنگ و جلوههای فرهنگ بشری است، لازم است که اموال فرهنگی کلیه ملل و اقوام جهان مورد حفاظت و حمایت بینالمللی قرار گیرد و پیمان حمایت از اموال فرهنگی در صورتی قابلیت اجرایی خواهد یافت که کشورهای طرفین قرارداد در زمان صلح، به تأمین نقطه نظرهای کنوانسیون و نیز اخذ تدابیر ملی در زمینهی حفاظت از اموال فرهنگی اقدام کنند.” و در این خصوص مادههایی ذکر و تصویب شد که از آن جمله در ماده ۱۸ نصب نشان “سپر آبی” بر آثار، اموال و پناهگاههای تحت حفاظت تصویب گرديد.
در ۲۶ مارس ۱۹۹۹ میلادی پروتکل دوم لاهه جهت به روزرسانی کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه _به دلیل پیشرفت فنآوری و سلاحهای جنگی_ تصویب شد و بیشتر کشورها آن را با شعار “میراث مشترک بشریت” پذیرفتند.
“با توجه به آسیبهای گستردهای که در جریان جنگها به اموال فرهنگی وارد شده و تهدیدهای روز افزون ناشی از توسعه سلاحهای جنگی، لازم است این میراث به عنوان بخشی از فرهنگ مشترک بشری مورد حمایت بینالمللی قرار گیرد و “کشورهای عضو باید در زمان صلح تدابیری برای حفاظت از میراث فرهنگی خود در برابر تبعات احتمالی جنگ اتخاد کنند و به گسترش و تقویت تدابیر امنیتی و حفاظت ویژه پیشرفته برای اماکن فرهنگیِ برجسته و خاص اهتمام ورزند”.
پس از کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه قرادادهای دیگری هم به تصویب رسید، از جمله کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو که به قاچاق غیرقانونی اموال فرهنگی هنگام جنگ و پس از آن میپردازد، چنانچه ممکن است این تجارت غیرقانونی منبع درآمدی برای شبه نظامیان و گروههای درگیر در جنگ شود.
کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو باز یکی از موارد در معرض خطر بودن را، جنگ و درگیریهای مسلحانه میداند.
کنوانسیون حمایت ميراث فرهنگی و طبیعی جهان در تاریخ ۱۶ نوامبر ۱۹۷۲ به تصویب هفدمین اجلاسیه کنفرانس عمومی یونسکو در پاریس رسید که مشتمل بر یک مقدمه و سی و هشت ماده بود و در ایران پس از تصویب مجلس سنا در جلسهی روز دوشنبه ۱۳۵۳/۸/۲۷، در جلسهی روز یکشنبه ۱۳۵۳/۱۰/۸ به تصویب مجلس شورای ملی به ریاست عبدالله ریاضی رسید.
پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل و پایان جنگ تحمیلی عراق بر ایران، بر اساس پروتکل الحاقی دوم لاهه، در سال ۱۳۶۸ “کمیته مشورتی ملی” تشکیل شد که به تدارک زمینهی آموزش مفاهیم، مسائل و ارزشهای فرهنگی مجموعه مواریث ملی و جهان به کادر نظامی از فرماندهان تا پرسنل تحت فرمان، پرداخته است.
پس از کنوانسیون لاهه قطعنامههای دیگری در سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ در شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد که به حفاظت از میراث فرهنگی در برابر تروریسم و درگیریهای مسلحانه تأکید دارند و تخریب محوطههای باستانی در مناطق درگیر جنگ از جمله در پالمیرای سوریه را محکوم کردند.
از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۸ نیز به نام دهه میراث فرهنگی نامیده شده است.
تمام این قراردادها و قطعنامههای بینالمللی تأکید بر محترم شمردن میراث فرهنگی دارد که این مهم فقط وظیفه دولتها نیست و همهی ما وظیفه داریم بر حفظ میراث و اموال فرهنگی همیشه و به ویژه در زمان جنگ کمک کنیم.
انتهای پیام/

