مهدی ایرانمنش/ سردبیر فرگرد گردشگری
گردشگری در ایران، دیگر صرفاً یک صنعت آسیبدیده نیست؛ به مرحلهای رسیده که باید آن را قربانی مستقیم سوءمدیریت اقتصادی، بحرانهای سیاسی و تصمیمات شتابزده حاکمیتی دانست. صنعتی که قرار بود پیشران توسعه و جایگزین درآمدهای نفتی باشد، امروز زیر بار اعتراضات اقتصادی، اختشاشات سیاسی و سیاستگذاریهای ناکارآمد، نفسهای آخر را میکشد.
اعتراضات اقتصادی که ریشه در فشارهای معیشتی، تورم افسارگسیخته و شکاف عمیق درآمدی دارند، با گسترش در فضای عمومی، اولین ضربه را به گردشگری وارد میکنند. لغو سفرها، توقف تورها، تعطیلی اقامتگاهها و بیکاری گسترده فعالان این حوزه، نتایج فوری این ناآرامیهاست. اما مسئله زمانی بحرانیتر میشود که این اعتراضات با بیثباتی سیاسی و مدیریت امنیتی پرهزینه همراه میشوند؛ وضعیتی که تصویر ایران را بهعنوان یک مقصد گردشگری ناامن، در ذهن افکار عمومی جهانی تثبیت میکند.
در این میان، تصمیمات اقتصادی دولت نهتنها کمکی به احیای گردشگری نکرده، بلکه در مواردی به تیر خلاص این صنعت بدل شده است. تکنرخی شدن ارز و تغییر نرخ تسعیر ارز در صنعت حملونقل هوایی، بهطور مستقیم موجب افزایش حدود ۶۰ درصدی قیمت پروازهای خارجی شده است. افزایشی که نه با رشد درآمد مردم همخوانی دارد و نه با منطق حمایت از صنعت گردشگری سازگار است.
این جهش قیمتی، سفر خارجی را برای بخش بزرگی از جامعه به کالایی لوکس و دستنیافتنی تبدیل کرده و از سوی دیگر، جذابیت ایران را برای گردشگران ورودی نیز کاهش داده است؛ چراکه هزینههای پرواز، خدمات و بستههای سفر بهشدت افزایش یافتهاند. نتیجه روشن است: کاهش تقاضا، خروج گردشگران، ورشکستگی دفاتر خدمات مسافرتی و تضعیف برند گردشگری کشور.
تلختر آنکه تمامی این تصمیمات بدون درنظر گرفتن زنجیره گسترده اشتغال گردشگری اتخاذ میشود. صنعتی که میلیونها نفر از راهنمای گردشگری و هتلدار گرفته تا جوامع محلی و فعالان صنایعدستی که معیشت خود را به آن گره زدهاند، عملاً در معادلات کلان اقتصادی نادیده گرفته شده است.
مرگ گردشگری یک اتفاق لحظهای نیست؛ حاصل انباشت بحرانها، بیتدبیریها و بیتوجهی به پیامدهای اجتماعی تصمیمات اقتصادی و سیاسی است. تا زمانی که اعتراضات اقتصادی پاسخ واقعی نگیرند، اختشاشات سیاسی مدیریت عقلانی نشوند و سیاستهای ارزی و حملونقل با نگاه تخصصی اصلاح نگردند، صحبت از توسعه گردشگری چیزی جز شعارهای بیپشتوانه نخواهد بود.
اگر ارادهای برای نجات گردشگری وجود دارد، باید پذیرفت که این صنعت پیش از تبلیغ، به ثبات، امنیت، عقلانیت اقتصادی و احترام به حقوق شهروندان نیاز دارد. در غیر این صورت، آنچه امروز نیمهجان است، فردا بهطور کامل از نفس خواهد افتاد.
انتهای پیام.

